قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧١
بخودش داده ميشود و در آياتى نظير «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» نساء: ١٤٨. بمعنى جور و ستم است.
ظلوم: صيغه مبالغه است مثل كذوب، و دود «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» ابراهيم: ٣٤. راستى انسان بسيار ستمگر و بسيار كفران كننده است اين حكم نسبت بانسانى است كه تربيت دينى ندارد. راجع بآيه «إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا» احزاب: ٧٢. در «جهل» سخن گفتهايم.
ظلّام: صيغه مبالغه است اين كلمه پنج بار در قرآن بكار رفته: آل عمران:
١٨٢، انفال: ٥١، حج: ١٠، فصلت:
٤٦، ق: ٢٩. و همه درباره نفى ظلم از پروردگار است «وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» «وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ».
در سه سوره اول در ما قبل آيه جمله «ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ» «وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ» واقع شده و در سوره ق چند آيه قبل آمده «أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ» و در سوره فصلت آيه چنين است «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» و در آيه اول پس از ذكر عذاب آمده «ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ» ... «أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» در سوره ق نيز قريب بآن است.
بنظر من آمدن صيغه مبالغه بمناسبت مقام است يعنى اگر خداوند كافر و ظالم را عذاب نميكرد و آنها را در رديف پاكان قرار ميداد و يا عمل هر كس را بخودش بر نميگرداند بسيار ستمگر بود و چون ظلّام نيست لذا روى عدل عذاب ميكند ... پس از توجّه باين معنى ديدم الميزان و المنار نيز قريب باين مضمون گفتهاند.
بقول بعضى از بزرگان صيغه ظلّام براى مبالغه در نفى ظلم است ولى مطلب فوق از آن بهتر است و بقول بعضى خداوند اگر ظلمى ميكرد حتما ظلّام بود نه ظالم زيرا اگر بهر يك از بندگان جزئيترين ظلمى ميكرد نسبت بملاحظه همه آنها ظلّام ميشد. اين سخن فى نفسه درست است و در قرآن