قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٨
مؤمنون: ١٤.
و شايد مراد از آن اصناف باشد چنانكه در نهج البلاغه خطبه اول فرموده:
«ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ السَّمَوَاتِ الْعُلَى فَمَلَأَهُنُ أَطْوَاراً مِنْ مَلَائِكَتِهِ».
كه مراد از اطوار اصناف است معنى آيه: چرا بخدا عظمت قائل نميشويد حال آنكه شما را اصناف متعدد آفريده و آن دليل قدرت و عظمت خداوندى است اين كلمه فقط يكبار در قرآن يافته است.
طُور: (بضمّ ط) كوه. چنانكه در مجمع و صحاح و غيره آمده «وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ» بقره: ٦٣. كوه را بالاى سر شما بلند كرديم اين كلمه ده بار در قرآن مجيد آمده. همهاش با الف و لام، فقط در دو محل مجرد و به سينين و سينا اضافه شده: «وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ» مؤمنون: ٢٠.
«وَ طُورِ سِينِينَ»: تين: ٢. و همه درباره طور سيناى موسى عليه السّلام است.
مراد از آن ظاهرا مطلق كوه است و بقولى طور اسم كوهى است كه خدا در آن با موسى مناجات كرد. در اقرب گويد: كوهى است نزديك ايله به سينين و سيناء اضافه ميشود بقيه سخن در «سينا» ديده شود.
«وَ الطُّورِ. وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ. فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ. وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ. وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ. وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ. إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ» طور: ١- ٧. راجع باين آيات رجوع شود به «ر ق ق» و «سجر». اگر مراد از كتاب تورات باشد ميتوان گفت كه آن در صحيفههاى سفيدى نازل شده است.
طوع: رغبت. ميل. راغب گويد:
طوع بمعنى انقياد است، طاعت نيز بدان معنى ميباشد ليكن بيشتر در فرمانبرى و اطاعت بكار رود ... «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً» آل عمران: ٨٣. آنكه در آسمانها و زمين است با رغبت يا كراهت بخدا تسليم است. «قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ» نور: ٥٣. بگو قسم نخوريد كار جهاد اطاعت شناختهاى است. در آيه ٨١ نساء و ٢١ سوره محمد