قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٤
آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ» حجّ: ٥١. شايد منظور از آن فكر معاجزه باشد يعنى: آنانكه در ابطال آيات ما تلاش ميكنند و گمان دارند كه ما را عاجز ميكنند آنها ياران جحيماند.
عجوز: پير زن. بواسطه عاجز بودن از كارهاى بسيار، عجوز گفته شده در اقرب الموارد گفته: آن وصف خاصّ پيرزن است جمع آن عُجُز (بضمّ اول و دوم) و عَجَائِز است، آن چهار بار در قرآن آمده دو دفعه درباره زن ابراهيم عليه السّلام: هود ٧٢، ذاريات ٢٩ و دو بار در خصوص زن لوط عليه السّلام: شعراء: ١٧١، صافات:
١٣٥.
عَجَف: (بر وزن فرس) لاغرى.
«عَجَفَتِ الشَّاةُ عَجْفاً: ذهب سِمَنُهَا و ضعف» مذكر آن اعْجَف و مؤنثش عَجْفَاء است و جمع اعْجُف عِجَاف بكسر عين ميباشد فقط دو بار در قرآن آمده است «إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ» يوسف:
٤٣. ايضا ٤٦ من هفت گاو فربه ميبينم كه هفت گاو لاغر آنها را ميخورند.
در مجمع فرمايد: افعل بر وزن فعال جمع نيايد مگر عجاف.
عجلة: شتاب. راغب گويد:
عجله طلب شىء است پيش از وقت آن، و از مقتضاى شهوت ميباشد لذا در تمام قرآن مذموم آمده تا گفته شده:
«الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ».
در آيه «وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى» طه:
٨٤. تنبيه شده كه عجله با آنكه مذموم است ولى علّت آن امر محمودى است و آن رضاى خداست. قول مجمع نيز چنين است.
استعجال: خواستن با عجله است «أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» نحل: ١.
«وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» بقره: ٢٠٣.
بنظر ميايد كه عدم اثم در هر دو جا راجع به تعجيل و تأخير است يعنى: