قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٨
فرقان: ٥٤.
صهر بكسر (ص) قرابت ازدواجى است. در قاموس و اقرب معناى اولى آنرا قرابت گفته. در مجمع فرموده: نسب راجع بولادت نزديك است، صهر خلطهاى است شبيه قرابت مصاهره در نكاح بمعنى مقاربت است.
در نهج البلاغه خطبه ٣ فرموده:
«وَ مَالَ الْآخَرُ لِصِهْرِهِ».
يعنى: ديگرى براى قرابت و داماد بودنش از من منحرف شد. مقصود عبد الرحمن عوف است كه چون شوهر خواهر عثمان بود باو متمايل شد. و در خطبه ١٦٢ هست كه بعثمان فرمود:
«وَ قَدْ نِلْتَ مِنْ صِهْرِهِ مَا لَمْ يَنَالا».
يعنى از قرابت و دامادى پيامبر بچيزى رسيدهاى كه ابو بكر و عمر نرسيدهاند.
مراد از نسب و صهر در آيه چنانكه گفتهاند مرد و زن است و نيز گفتهاند در آن مضاف مقدر است يعنى:
«ذا نسب و ذا صهر» يعنى: خدا آنست كه از آب (نطفه) بشر آفريد و او را نر و ماده قرار داد مثل «أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى ... فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى» قيامت:
٣٧- ٣٩.
بنظر ميايد علت اطلاق نسب به پسران آنست كه بپدران نسبت داده ميشوند و علت اطلاق صهر بدختران آنست كه مورد مصاهره و پيوند با ديگران قرار ميگيرند.
صوب: نزول. قصد. «صَابَ الْمَطَرُ انْصَبَّ وَ نَزَلَ. صَابَ السَّهْمُ نَحْوَ الرَّمِيَّةِ:
قَصَدَهَا» (اقرب).
اصابه بمعنى درك، يافتن، طلب و اراده است. «أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ» هود: ٨٩. يعنى بگيرد شما را مانند عذابيكه قوم نوح را گرفت. طلب و اراده معنى كردن نيز صحيح است «فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ» ص:
٣٦. باد را بسليمان مسخر كرديم با دستور او هر كجا كه اراده ميكرد بآسانى ميوزيد. اصابه در آيه بمعنى اراده است.
(مصيبت): بليّه و گرفتارى كه بانسان