قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٠
اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» مائده: ٣٥.
وسيلهايكه ميتوان نسبت بخدا طلب كرد همان راهها و اعمالى است كه خداوند قرار داده است و نيز شفيعان آخرتند كه از جانب خدا بدين مقام منصوباند.
شفاعت باذن خداست
آياتى داريم كه ميگويند: هيچ شفيعى نيست مگر پس از اذن خداوند چنانكه در آيه ٢٥٥ بقره و ٣ يونس گذشت ايضا «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» زمر: ٤٤.
اين آيات صريحاند در اينكه شفيع را بايد خدا منصوب كند و بوى اجازه دهد، آيه اخير روشن است كه مطلق شفاعت مال خداست و حكومت آسمانها و زمين از اوست. اوست كه در دنيا اسباب و وسائل زندگى و رحمت و در آخرت واسطههاى شفاعت قرار ميدهد.
على هذا شفاعت آن نيست كه مجرم با كمك شفيع جلو مقررات خدائى را بگيرد و نقض قانون كند مثل پارتى بازيهاى دنيا. بلكه خود قانونگذار (خدا) همانطور كه عدهايرا در دنيا وسيله هدايت و واسطه رساندن احكام قرار داده آنها را در آخرت وسيله مغفرت خويش قرار داده است.
مجرم فى حدّ ذاته نسبت باستفاده از شفاعت مسلوب الاختيار است و محلى از اعراب ندارد. اين خداست كه چنين خواسته و چنين قرار داده است.
بدين طريق بعضى از اشكالات كه بشفاعت شده مرتفع ميشود.
شفاعت در آخرت يعنى استغفار
حكم اوّلى آيات قرآن آنست كه در آخرت مطلقا شفاعت و واسطهاى نيست و هيچ كس حق دم زدن ندارد.
كارها فقط ر اختيار خداست واحدى بحال احدى مفيد نيست و كسى در كار كسى حق دخالت ندارد. «يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ» انفطار: ١٩. «يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ» دخان:
٤١. ايضا «وَ اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ