قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥١
بمعنى قصد چنانكه در صحاح، قاموس، مفردات، اقرب، مجمع، جوامع الجامع، نهايه ابن اثير و غيره هست در نهج البلاغه اين كلمه سه بار آمده كه هر سه بمعنى قصد است اوّل در خطبه ٦٤ كه بياران خويش در صفين فرمود:
«فَصَمْداً صَمْداً حَتَّى يَنْجَلِيَ لَكُمْ عَمُودُ الْحَقِّ».
يعنى در قصد خود ثابت باشيد تا روشنى حق بر شما آشكار شود. اين جمله را در نهايه نيز نقل كرده است. دوم در خطبه ١٢٥ كه درباره حكمين (ابو موسى- عمرو عاص) فرمود:
«قَدْ سَبَقَ اسْتِثْنَاؤُنَا عَلَيْهِمَا فِي الْحُكُومَةِ بِالْعَدْلِ وَ الصَّمْدِ لِلْحَقِّ سُوءَ رَأْيِهِمَا».
يعنى: پيش از آنكه رأى ناپسند خود را صادر كنند بر آندو شرط كرده بوديم كه حكم بعدل كنند و حق را قصد نمايند. «سوء» مفعول «سبق» است.
سوم در خطبه ١٨٤ كه درباره توحيد فرموده:
«وَ لَا صَمَدَهُ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ تَوَهَّمَهُ».
يعنى: خدا را قصد نكرده آنكه باو اشاره نموده و در ذهنش تصوير كرده است.
در نهايه: از معاذ بن جموح در قتل ابو جهل نقل شده:
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٤ ؛ ص١٥١
«فَصَمَدْتُ لَهُ حَتَّى أَمْكَنَتْنِي مِنْهُ غِرَّةٌ».
يعنى او را قصد كردم تا غفلتش مرا از او متمكن نمود.
در كافى كتاب التوحيد باب تأويل الصمد از ابو طالب عليه السّلام نقل شده:
وَ بِالْجَمْرَةِ الْقُصْوَى إِذَا صَمَدُوا لَهَا
يَؤُمُّونَ قَذْفاً رَأْسَهَا بِالْجَنَادِلِ.
يعنى سوگند به جمره دور آنگاه كه آنرا قصد كنند و بسوى آن روند. ميخواهند سر آنرا با سنگريزهها بزنند. و نيز از شعراء جاهليت نقل شده:
مَا كُنْتُ أَحْسَبُ أَنَّ بَيْتاً ظَاهِراً
لِلَّهِ فِي أَكْنَافِ مَكَّةَ يُصْمَدُ
على هذا بايد معنى اللَّهُ الصَّمَدُ را از قصد گرفت كه معناى اولى كلمه است و الف و لام آن ظاهرا براى عهد است. اللَّهُ الصَّمَدُ يعنى: خدا همان مصمود و مقصود همه است كه در حوائج باو رو ميآورند و او را قصد