قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٩
يعنى: چرا كفّار با نگاه خصمانه از چپ و راست گروه گروه بتو خيره شدهاند مگر هر كدامشان طمع دارند كه به بهشت پر نعمت در آيند. اين لفظ تنها يكبار در قرآن آمده است و اصل عزو بنقل مجمع بمعنى اضافه و نسبت است و گروهها بيكديگر اضافه و منسوب ميشوند.
عسر: دشوارى. نقيض يسر «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» شرح: ٥. «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً» طلاق: ٧.
عسر (بر وزن كتف) و عسير هر دو وصفاند بمعنى صعب و دشوار «يوم عسر و يوم عسير» يعنى روز دشوار و شوم. «يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ» قمر: ٨. «وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً» فرقان: ٢٦.
تعاسر: اشتداد و دشوار شدن.
«تعاسر عليه الامر: اشتد و صار عسيرا» «وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى» طلاق: ٦. اگر بزحمت و دشوارى افتاديد، پدر مرضعه ديگرى براى طفل ميجويد ظاهرا مراد از تعاسر در آيه آنست كه مادر اصلى درباره اجرت رضاع پدر را بفشار اندازد.
عسرة: بقول راغب دشوارى در وجود مال است و آيه «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ» بقره: ٢٨٠.
مؤيد اوست و شايد مراد از ساعة عسرة در «وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ» توبه: ١١٧. وقت كم يابى مال باشد. صحاح نيز مثل راغب گفته ولى طبرسى و فيروزآبادى آنرا مطلق دشوارى و صعوبة الامر گفتهاند و آيه دوم درباره ماجراى تبوك است و در آن سختى فقط از جهت مال نبود بلكه از جهت عطش و حرارت هوا و غيره نيز بود.
عُسْرى: مؤنث اعسر است «وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى. وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى. فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى» ليل: ٨- ١٠. «العسرى» در آيه موصوفى دارد مثل حالت و نظير آن. يعنى آنكه از انفاق بخل ورزد و در اثر بخل ثروت و بىنيازى جويد و وعده بهتر خدا را تكذيب كند، او را بحالت سختترى آماده ميكنيم.