قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥١
والِدِهِ شَيْئاً» لقمان: ٣٣.
همچنين است آياتيكه مطلق دوستى و شفاعت و داد و ستد را در آخرت نفى ميكنند مثل «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» بقره: ٢٥٤. ايضا آياتيكه فائده شفاعت را نفى كرده و آنرا بى فايده ميدانند «وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ ...» بقره:
٤٨. «وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ» بقره: ١٢٣.
بموجب اين آيات شفاعتى در آخرت نيست و اگر هم كسى درباره كسى سخن گويد مسموع نخواهد بود.
ليكن با ملاحظه آيات ديگر كه شفاعت را با اذن خدا اثبات ميكنند خواهيم دانست مقصود از آيات نفى، استقلال در شفاعت است. بعبارت اخرى آندسته آيات ميگويند: كسى در شفاعت بديگران استقلال ندارد و نميتواند بدون اذن خدا كارى كند ولى شفاعت پس از اجازه خداوند مرحله ديگرى است كه آيات بسيارى آنرا اثبات ميكنند نحو «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» بقره: ٢٥٥. «ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ» يونس: ٣.
«وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى» نجم: ٢٦.
مقتضاى اين آيات آنست كه بعد از اذن خدا شفاعت هست. ملائكه آسمان شفاعت ميكنند ولى شفاعتشان فائدهاى ندارد مگر پس از اذن خدا.
همچنين است آيات سهگانه زير:
«يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا» طه: ١٠٩.
«وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ» سباء: ٢٣. «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» مريم:
٨٧.
آيه اول راجع بشافعين است يعنى آنروز فايده نميدهد شفاعت، مگر شفاعت كسيكه خدا باو اذن داده و از سخن گفتنش راضى است چنانكه در آيه ديگر است «لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً» نباء:
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٤ ؛ ص٥٢