قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٨
غرض بر گشتن صورتها به پشت سر است. و يا غرض از وجوه، بزرگان و از ادبار ناتوانان است يعنى بزرگان را مبدّل بنا توانان كنيم، بقولى اين امر مال آينده است و يهود پيش از قيامت يكى از طمس و مسخ را خواهد ديد. ولى آنچه ما گفتيم از همه مطمئنتر است و مراد از طمس تغيير باطن و از «نَلْعَنَهُمْ» تغيير خلقت ظاهر و مسخ است و اللّه اعلم.
طمع: اميد. «وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ» شعراء: ٨٢.
در مجمع فرموده: طمع علاقه نفس است بنفع مظنون نظير آن است امل و رجاء و نقيض آن يأس است.
«وَ مِنْ آياتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً» روم: ٢٤. از جمله آيات خدا آنست كه برق را بشما مىنماياند تا هم بترسيد و هم برحمت خدا اميدوار باشيد.
طامّة: «فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى. يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ ما سَعى» نازعات: ٣٤ و ٣٥. طامّة از نامهاى قيامت است. و اصل آن غلبه و تجاوز است در مثل آمده: «جَوَى الْوَادِي فَطَمَ عَلَى الْقُرَى» سيل جارى شد و قريهها را زير آب گرفت. على هذا علت تسميه قيامت بطامّة آنست كه بر هر چيز غلبه و برترى كند چنانكه بعنوان احاطه بر همه چيز فرموده: «هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ» غاشية: ١. كه غاشية بمعنى احاطه كننده و پوشاننده است. در نهايه اصل طم را كثرت و بزرگى گفته است:
يعنى چون حادثه بزرگ كه بر همه غالب است، آيد آنروز انسان كار خود را ياد كند، اين لفظ فقط يكبار در قرآن آمده است.
طمن: اطمينان بمعنى سكون و آرامش خاطر است بنظر راغب آن آرامش خاطر بعد از پريشانى است «قالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَ قُلُوبُنا» مائده: ١١٣. گفتند ميخواهيم از آن بخوريم و قلبمان آرام گيرد كه آمدن مائده ممكن است. «قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَ قَلْبِي»