قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢٢
ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ ...» آل عمران:
١١٧. حكايت آنچه كفّار در اين زندگى انفاق ميكنند داستان بادى است كه داراى سرماى شديدى است.
بكشت قومى ظالم رسيد و آنرا از بين برد.
«فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ» ذاريات:
٢٩٠.
صرّه جماعتى است منضم بهم گوئى جمع شده و در يك ظرف قرار گرفتهاند (راغب) بمعنى ضجّه و صيحه نيز آمده است (اقرب). طبرسى آنرا صيحه شديد بقولى، جماعت گفته است يعنى: زن ابراهيم عليه السّلام صيحه زنان رو كرد و با تعجب بصورت خويش زد و گفت: عجوزه نازا مىزايد؟!!
صرصر: باد شديد. يا بسيار سرد.
تكرار لفظ دالّ بر مبالغه است. اين لفظ سه بار در قرآن مجيد آمده است:
فصلت: ١٦- قمر: ١٩- حاقّه: ٦. و هر سه وصف باد عذابى است كه بر قوم عاد وزيد «وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ» حاقه: ٦. اما عاد با بادى بسيار سرد و فزون از حد هلاك شدند.
در «روح» تحت عنوان باديكه قوم عاد را از بين برد استظهار كرديم كه آن باد طوفان نبود بلكه باد سرد و سوزان غير عادى بود كه در اثر وزش پى در پى چند روزه، همه آنها را منجمد كرد و از بين برد.
صراط: راه. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» فاتحه: ٦ و ٧. صحاح و قاموس و اقرب آنرا طريق گفته. طبرسى فرمود:
راه آشكار وسيع. راغب گويد: راه راست. الميزان فرمايد: صراط، سبيل، طريق قريب المعنىاند.
بايد دانست: آن در اكثر نزديك بتمام آيات قرآن در معناى راه خدا يعنى دين حق و شريعت حق بكار رفته است و در بعضى از آيات ميشود گفت مراد از آن راه معمولى است مثل «وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» اعراف ٨٦. و