قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٠
كرد مذهبش در اقطار زمين مثل روم، يونان، بابل و غيره شايع شد و خلق كثيرى داخل آن شدند.
آنها خدا را در الوهيّت يكتا ميدانند نه در عبوديّت و خدا را با نفى توصيف ميكنند نه با اثبات.
ميگويند: عاجز نيست، جاهل نيست، مرگ ندارد، ظلم و جور نميكند و اينها را اسماء حسنى بطور مجاز ميدانند كه باسم حقيقى قائل نيستند (باختصار).
از اين مطالب ميشود بصحت نظر نگارنده كه در ابتدا گفته شد پى برد.
اگر گوئى: در اينصورت آنها اهل كتاباند و بايد مثل اهل كتاب و اهل ذمّه با آنها رفتار كرد چنانكه حساب مجوس چنين است؟
گوئيم: جواب اين عنقريب خواهد آمد بايد دانست كه حكومتهاى اسلامى با صابئىها مثل بتپرستان رفتار نكردهاند.
مثلا در عيون اخبار الرضا باب ١٢ و كتاب توحيد باب ٦٥ در ضمن مذاكره آنحضرت با اصحاب ملل گفتگوى آن بزرگوار با عمران صابى نقل شده كه وى سؤالات مفصلى درباره توحيد و صفات بارى تعالى از امام عليه السّلام كرده بالاخره مجاب شده و اسلام آورده. اين روشن ميكند كه صابئان در آنزمان آزادى مذهب داشتهاند.
ابو اسحق حرانىّ صابى كه كاتب خليفه عباسى و عزّ الدوله ديلمى بود گويند مقام ارجمندى از علم داشت مرحوم سيّد رضى او را مرثيه گفته است. فريد وجدى در حال او مينويسد:
عزّ الدوله اصرار كرد كه اسلام آورد، قبول نكرد. ماه رمضان را با مسلمانان روزه ميگرفت. آيات قرآن را بسيار عالى حفظ كرده بود و در نامههايش از آن اقتباس ميكرد.
نواده همين شخص را نقل ميكنند كه ابو الحسن هلال بن محسن نام داشت و در دين جدش بود سپس باسلام گرويده هكذا پسر او محمد بن
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٤ ؛ ص١٠١