قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٨
تنافى و تضاد يا با كمال و نقص و وجدان و فقدان و رسيدن و حرمان باشد. اگر شرّ، فساد، رنج، فقدان، نقص، ضعف و امثال اينها در عالم نبود، براى خير، صحت، راحت، وجدان، كمال و قدرت مصداقى نبود و چيزى از آنها درك نميشد. اگر شقاوت نبود سعادت يافت نميشد، اگر معصيت نبود طاعتى محقق نميگرديد و اگر قبح و ذمّ نبود مدح و حسن پيدا نميشد و هرگاه عقاب نمىبود ثواب حاصل نميشد. و اگر دنيا وجود نداشت آخرتى متكون نميشد. اطاعت مثلا امتثال امر خداست اگر عدم امتثال ممكن نبود فعل ضرورى ميشد و در آنصورت امر خدائى معنائى نداشت و تحصيل حاصل ميشد. و آنگاه براى طاعت معنائى نمىماند و با عدم طاعت و عصيان، مدح و ذمّ و ثواب و عقاب باطل ميگرديد و سپس دين، شريعت و دعوت و آنگاه نبوّت و رسالت و اجتماع و مدنيّت و انسانيت سپس هر شىء. باطل ميشد.
از اينجا روشن ميشود كه وجود شيطان داعى بر شرّ و معصيت از اركان نظام عالم انسانى است كه بر سنت اختيار جارى است. شيطان مثل حاشيهاى در كنار صراط مستقيم كه بايد انسان آنرا برود واقع شده است و معلوم است كه استقامت صراط با حاشيهايكه خارج از اوست معين ميشود. (تلخيص از الميزان ج ٨ ص ٣٦- ٣٧).
جنود و اولاد شيطان
شيطان در اضلال بشر تنها نيست بلكه اعوان و انصار دارد قرآن فرموده: شيطان و دار و دستهاش شما را از محلى مىبينند كه شما آنها را نمىبينيد «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ» اعراف: ٢٧. و در جاى ديگر فرموده: آيا او و ذرّيهاش را دوستان غير از من ميگيريد حال آنكه آنها بشما دشمناند «أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ» كهف: ٥٠.