قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٤
و جمع در آن يكسان است و جمع بسته نميشود. آن در آيه فوق جمع است و نيز در آيه «قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ» حجر: ٦٨. ولى گاهى جمع آن أَضْيَاف، ضُيُوف، ضِيفَان و أَضَائِف آمده (اقرب).
ضيق: تنگى. «الضِّيقُ: ضِدُّ السَّعَةِ» «وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ» توبه: ٢٥. زمين با آن وسعت بر شما تنگ گرديد. «وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً» هود:
٧٧. يعنى در كارشان فرو ماند چنانكه در «ذرع» گذشت. «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ» حجر: ٩٧.
ضيّق: تنگ. «يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً» انعام: ١٢٥. يعنى سينه او را سخت تنگ ميكند. حرج تأكيد ضيّق است ضائق نيز بمعنى تنگ است «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ» هود: ١٢.
اين آخرين كلام ما در باب ضاد است: و الحمد للّه اولا و آخرا و صلى اللّه على رسوله و آله و انبيائه ١٨ رمضان المبارك ١٣٩٢ قمرى مطابق ٤/ ٨/ ١٣٥١ رضائيه.