قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥
واقعيت ندارد ذهن و ذوق و خيال او اين سخنان را مىپروراند همانطور كه شعرا بنيروى خيال كاه را كوه و كوه را كاه مىبينند.
«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ» انبياء: ٥. در مجمع فرموده:
اين سخن شخص متحير است كه آنچه شنيده مبهوتش كرده گاهى ميگويد سحر است و گاهى شعر و گاهى خواب، و اين مناقضه آشكار است.
ولى ظاهرا آن سه مرحله ترقى از تكذيب قرآن و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است اول گفتند: خوابهاى پريشان است ولى چون خواب در نوبت خود حقيقت دارد و شخص چيزى مىبيند. گفتند:
بلكه افترا گفته و از خودش بسته و جعل كرده است. ولى چون دروغ بستن نيز تدبير و فكر لازم دارد از آنهم ترقى كرده گفتند: شاعر است و از روى و هم و خيال سخن ميگويد.
قرآن كريم با شعر و شاعران مبارزه كرده و هر دو را كوبيده است بايد ديد كدام شعر و كدام شاعر مورد حمله قرآن است ابتدا آيات را نقل سپس مطلب را بررسى ميكنيم:
«وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ» يس:
٦٩. ما باو شعر نياموختهايم و شعر باو سزاوار نيست بلكه كلام او تذكر و قرآن مبين است، شعر آنگاه كه در خور شأن انبياء نباشد قهرا موقعيت خويش را از دست ميدهد.
«وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ. أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ. وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً ...» شعراء: ٢٢٤- ٢٢٧. يعنى گمراهان از شعراء پيروى ميكنند، نميدانى كه شاعران در هر واديى گام بر ميدارند (و در توسن خيال نشسته و بهر سو ميتازند) و ميگويند آنچه را كه نميكنند، مگر شاعرانيكه ايمان آورده و كار نيكو كرده و خدا را بسيار ياد نمودهاند.
اين آيات با آنكه شعر و شاعران