قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١
گويد. وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ يوسف:
٢٠. يعنى او را بقيمت ناقصى فروختند ايضا وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ بقره: ٢٠٧. كه بمعنى فروختن است. و آن در ليلة المبيت درباره على عليه السّلام نازل شده است (تفسير عياشى).
اشتراء در آيات بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ بقره: ٩٠. وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا آل عمران: ١٨٧. و ساير آيات بمعنى فروختن است.
در جاهائيكه بمعنى فروختن است كلمه مقارن باء مبيع است مثل وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا بقره: ٤١.
و آنجا كه بمعنى خريدن باشد، مقرون بباء بمعنى قيمت و ثمن است نحو اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى بقره:
١٦.
شطأ: شاخه كوچك (جوانه) وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ فتح: ٢٩. شطأ را اهل لغت فراخ النخل و الزرع گفتهاند منظور از آن شاخههاى كوچك و جوانههاست كه براى اولين بار از زمين يا از شاخه ميرويند يعنى مثل ياران محمد صلّى اللّه عليه و آله در انجيل مانند زرعى است كه شاخك خود را رويانيد و نيرومند كرد تا سخت شد و بر ساقههاى خود ايستاد. بعضى از قراء آنرا در آيه بفتح طاء خواندهاند.
شاطىء: جانب. حاشيه نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى قصص: ٣٠. از حاشيه راست وادى در بقعه مبارك از درخت ندا شد: اى موسى. اين كلمه تنها يكبار در قرآن يافته است.
شطر: اين كلمه را نصف، وسط، جهت و بعض معنى كردهاند مثلا در قاموس گويد «الشَّطْرُ: نِصْفُ الشَّيْءِ وَ جُزْئُهُ ... وَ الْجَمَّةُ وَ النَّاحِيَةُ». مجمع آنرا جهت و طرف گفته و دو شعر در اين باره نقل كرده از جمله:
وَ قَدْ أَظَلَّكُمْ مِنْ شَطْرِ ثَغْرِكُمْ
هَوْلٌ لَهُ ظُلَمٌ يَغْشَاكُمُ قِطَعاً
يعنى. از طرف سرحدتان ترسى بر شما