قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٧
در معنى عموم العله ميباشد، آيات ديگر از قبيل «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ» بقره: ٢٨٦. نيز چنان است. امر مغفول عنه در قدرت انسان نيست چنانكه امر ممنوع عنه در وسع انسان نميباشد.
از آيه بقره يك ضابط كلى بدست ميايد و آن اينكه فعل مستند بكسب انسان نشود و در كاريكه بر او ممتنع شده دخالتى نداشته باشد پس جهل بدين اگر مستند بتقصير انسان شد گناه است ولى اگر مستند بعوامل ديگر شد كه موجب جهل و غفلت و ترك عمل شدهاند، مستند باختيار شخص نيست و گناهكار شمرده نميشود آرى ما كسب بر له او و ما اكتسب بر عليه او است ولى آنگاه كه كسبى نكرد نه بر له او است و نه بر عليه او. از اينجا ظاهر ميشود كه مستضعف دست خالى است نه چيزى بر له او است و نه بر عليه او ... (تمام شد).
رواياتيكه در اين زمينه نقل شده سه قسمتاند.
١- مستضعفان قاصران و ابلهاناند.
٢- اهل سنتاند كه حجت بر آنها تمام نشده. اين دو گروه مصداق «لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» ميباشند.
٣- هر كه اختلاف مردم را بداند مستضعف نيست. اينك بعضى از روايات سه گروه را بترتيب نقل ميكنيم:
١- در تفسير عياشى نقل شده:
سليمان بن خالد گويد از امام باقر عليه السّلام از مستضعفين پرسيدم فرموده:
«الْبَلْهَاءُ فى خِدْرِهَا وَ الْخَادِمُ تَقُولُ لَهَا صَلِّ فَتُصَلِّي لَا تَدْرِي إِلَّا مَا قُلْتَ لَهَا وَ الْجَلِيبُ الَّذِي لَا يَدْرِي إِلَّا مَا قُلْتَ لَهُ، وَ الْكَبِيرُ الْفَانِي وَ الصَّبِيُّ وَ الصَّغِيرُ، هَؤُلَاءِ الْمُسْتَضْعَفُونَ ...».
اين روايت در معانى الاخبار ج ٢ باب ٣ نيز نقل شده است يعنى: مستضعفان عبارتند از زنان ابله و كم عقل در پردهها و منازل خويش و زن خدمتكاريكه ميگوئى نماز بخوان، نماز ميخواند و جز آنچه گفتى نميفهمد، و آنكه از بلاد