قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٤
جا گسترش يافته و رسيده است آنرا آشكار نيز گفتهاند «فَجْرٌ مُسْتَطِيرٌ» يعنى صبح آشكار. آن در هر حال از طيران است كه مفيد وسعت ميباشد.
طين: گل، راغب گفته: آن خاك آميخته با آب است، گاهى بآن طين گويند هر چند خشك شده و آبش رفته باشد. «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ» آل عمران: ٤٩. اين كلمه جمعا ١٢ بار در قرآن مجيد آمده است، ٨ بار نكره درباره خلقت انسان مثل «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ» انعام: ٢.
و يكبار نكره در خصوص عذاب قوم لوط مثل «لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ» ذاريات: ٣٣. و سه دفعه معرفه، دو تا درباره پرنده ساختن حضرت عيسى عليه السّلام و يكى در داستان فرعون «فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ» قصص: ٣٨.
ناگفته نماند: چون در خلقت انسان اولى «مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ» «مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ» آمده اگر انسان از گل خشكيده آفريده شده باشد مراد از طين در آيات خلقت كلوخ است و اگر از گليكه روى آن خشكيده بود آفريده شده مقصود گل معمولى است
اين آخر سخن در باب طاء است و الحمد للّه روز دوشنبه ١٧ ذو الحجة الحرام ١٣٩٢ مطابق ٢/ ١١/ ١٣٥١ رضائيه.