قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩
در آيه بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ زخرف: ٣٨.
بطور تغليب مشرقين آمده و در آيه وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا اعراف:
١٣٧. ظاهرا مراد از «الْأَرْضِ» ارض فلسطين است.
مشرق، مشرقين، مشارق
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ بقره: ١٧٧.
رَبُ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ رحمن ١٧. فَلا أُقْسِمُ بِرَبِ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ معارج: ٤٠.
در توجيه مفرد و تثنيه و جمع آمدن مشرق و مغرب گفتهاند. مراد از مفرد مشرق و مغرب معروف است، غرض از مشرقين و مغربين، مشرق و مغرب زمستان و تابستان است، منظور از مشارق و مغارب مشرق و مغرب روزهاى سال است كه آفتاب هر روز از يكى طلوع و در يكى غروب ميكند.
ناگفته نماند: مشرق و مغرب معلوم است ولى مراد از مشرقين و مغربين شايد مشرق و مغرب آفتاب و ماه باشد. آقاى محمد امين سلدوزى رفيق دانشمندم احتمال دادهاند كه مشرق و مغرب جنّ و انس است كه سوره رحمن درباره آندو است و پيوسته هر دو را مخاطب قرار ميدهد.
امّا مشارق و مغارب: هر جاى زمين مشرق و مغرب است زيرا زمين در اثر حركت وضعى. شب و روز پيوسته در اطراف آن ميگردد مثلا ممالك ژاپون، كره، چين، كشمير، افغانستان، ايران، عراق، عربستان، سودان، اگر از ژاپون حساب شود هر يك در غرب ديگرى و اگر از سودان حساب شود هر يك در مشرق ديگرى قرار گرفتهاند. پس هر يك نسبت بما قبل مغرب و نسبت بما بعد مشرقاند. بدين ترتيب تمام سطح زمين هم مشرق و هم مغرباند، مراد از مشارق و مغارب بايد اينها باشند.
ميتوان آنرا مشارق و مغارب فصول دانست و ميشود گفت: منظور مشارق و مغارب تمام ستارگان است.