قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٥
مثقّله استعمال ميشود آنگاه آيات «يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ» «يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ» را شاهد آورده و آنها را در مقام يقين دانسته است.
بنا بر قول راغب ميشود گفت:
چون ان مشدّد و مخفّف براى تحقيق است اگر بعد از ظنّ بكار روند قرينه بودن ظنّ بمعنى يقين است مثل آيات فوق و آيه «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ» قيامة:
٢٨.
«وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا» احزاب:
١٠. الف الظُّنُونَا زايد است براى رعايت آخر آيه كه با آيات ديگر در يك سياق باشد مثل «فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا» احزاب: ٦٧. اين الف معنائى ندارد و فقط براى اصلاح لفظ است تقدير آيه اوّل بقولى چنين است: «و تظنون باللَّه الظنون المختلفة».
آنجا كه در اثر تلاش و تفكّر، يقين ممكن باشد كارى از ظنّ ساخته نيست و مورد قبول نميباشد «إِنَ الظَّنَ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً» يونس: ٣٦.
ظَهر: (بفتح ظ) پشت. معنى اصلى كلمه بنا بر قول راغب همين است و معانى ديگر باعتبار آن ميباشد، بطور استعاره گفتهاند: ظهر الارض و بطنها.
يعنى روى زمين و شكم آن در آيه ذيل بمعنى اصلى است «وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ. الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ» انشراح:
٢ و ٣. و در آيه «ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ» فاطر: ٤٥. مراد روى زمين است جمع آن در قرآن ظهور است: «وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها» بقره: ١٨٩.
ظِهْرِىّ: (بكسر ظ) چيزى است كه بپشت انداخته و فراموشش كنند راغب گويد: «مَا تَجْعَلُهُ بِظَهْرِكَ فَتَنْسَاهُ» بنظر جوامع الجامع تبديل فتح آن بكسر در اثر اضافه بياء نسبت است «أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا» هود: ٩٢. آيا طائفه من بر شما از خدا عزيزتر است كه او را پشت سر انداخته و بى اعتنا هستيد.
اين كلمه در قرآن فقط يكبار آمده است.