قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٥
يوسف: ٩٥. يعنى بخدا تو در مبالغه و انحراف ديرين خود هستى و همان فرط علاقه بيوسف باين خيال و اين سخن سبب شده است.
پيداست كه ضلال در آيه بمعنى كفر نيست و بعيد است كه بمعنى عصيان باشد.
بلكه ظاهرا غرضشان مبالغه در حبّ يوسف و برادرش بود و بنظرشان چنان علاقه مورد نداشت كه آنها جمعيّت نيرومندى بوده و كار يعقوب را اداره ميكردند. و ميبايست پدرشان آنها را بيشتر يا اقلا مثل يوسف و برادرش دوست بدارد.
على هذا ضلالت در آيه «وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى» انحراف از نبوت است يعنى تو پيامبر نبودى و از پيامبرى كنار بودى. خدا تو را هدايت كرد و رسالت داد. ضلالت پيغمبر نبودن و هدايت، رسالت دادن است مثل «ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ» شورى: ٥٢. ايضا مثل «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ» يوسف: ٣. و نيز مثل آيه ٤٩ سوره هود: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ».
اين آيات روشن ميكنند كه آنحضرت پيش از رسالت چيزى از نبوت خود نميدانست و نسبت بآنها منحرف و كنار بود، تا خدا بآن آيات هدايتش فرمود و رسالت داد. و گرنه نميشود گفت: نعوذ باللّه تو گمراه بودى، بد كار بودى خدا هدايت نمود.
امين الاسلام طبرسى در مجمع هفت قول درباره اين آيه آورده قول اول اين است: خدا تو را ضالّ (و منحرف) يافت از نبوت و شريعتى كه الآن دارى يعنى از اينها غافل بودى بآندو هدايت فرمود و آن قول حسن، ضحاك، و جبائى است آنگاه قسمتى از آيه شورى و يوسف را كه در بالا نقل شد آورده است.
در كشّاف گويد: معناى آن ضلال