قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٥
ثُمَ عَبَسَ وَ بَسَرَ» مدثر: ٢١ و ٢٢. معنى آيه در «بسر» گذشت.
راغب گفته: علت عبوسى تنگى نفس است يعنى چيزى را ناپسند ميدارد و در اثر ناراحتى درون چهره درهم ميكشد.
عبوس: ترشرو «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً» انسان: ١٠. عبوس در آيه صفت يوم واقع شده چنانكه عسير در آيه «فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ» مدثر: ٩. «وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً» فرقان، ٢٦. گويند «ليلك قائم نهارك صائم» در آيه نيز يوم با صفت اهل آن موصوف شده است. و يا يوم در اثر شدت بشير عبوس تشبيه شده.
ولى فرض اول بهتر است مثل «إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ» هود: ١٠٢.
[نزول سوره عبس]
«عَبَسَ وَ تَوَلَّى. أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى. وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى. أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى. أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى. فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى. وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى. وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى. وَ هُوَ يَخْشى. فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى. كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ» عبس: ١- ١١.
ظهور اين آيات بىشك در ملامت است كه شخص در ارشاد مردم ميان غنى و نابينا فرق گذاشته و بنابينا با آنكه در صدد اخذ حكم و عمل بآن بوده اعتنا نشده و بغنى اعتنا شده است.
درباره نزول آيات در مجمع فرموده: گفته شده: عبد اللّه بن امّ مكتوم كه نابينا بود پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و آنحضرت با عتبة بن ربيعه، ابا جهل، عباس بن عبد المطلب، ابىّ بن خلف و امية بن خلف صحبت ميكرد باميد آنكه اسلام آورند. عبد اللّه صدا زد يا رسول از آنچه خدا تعليمت كرده بر من بخوان و تعليم كن پيوسته اين كلام را تكرار ميكرد و نميدانست كه آنحضرت با آن قوم سخن ميگويد تا كراهت در قيافه آنحضرت ظاهر شد بواسطه قطع شدن كلامش و در دل گفت: اين بزرگان مكّه گويند پيروان او فقط نابينايان و بردگانند، لذا باو اعتنائى نكرد، و با آنها بسخنش ادامه داد.