قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٣
آسمانها و زمين است، و آنرا حاملانى است از ملائكه و آن چنانكه لغت دلالت دارد مركز تدبير عالم است:
در مفردات آمده: «وَ عَرْشُ اللَّهِ مَا لَا يَعْلَمُهُ الْبَشَرُ عَلَى الْحَقِيقَةِ إِلَّا بِالْإِسْمِ».
عرض: (بر وزن فلس) ظهور و اظهار چنانكه در صحاح و اقرب هست. در مجمع از زجّاج نقل شده كه اصل آن بمعنى ناحيه شىء است و عرض خلاف طول از آن ميباشد عرض:
(بر وزن فرس) در قرآن بمتاع دنيا اطلاق شده مثل «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ» انفال: ٦٧ در مجمع فرموده: بر هر چيز ناپايدار عرض گويند و گفتهاند: «الدُّنْيَا عَرَضٌ حَاضِرٌ» قول راغب نيز چنين است.
گوئى از اين جهت متكلمون بعرض در مقابل جوهر عرض گفتهاند كه ثبات ندارد بنظرم متاع دنيا را از آن عرض گفتهاند كه خودنمائى ميكند اعراض:
روگردانى. اين در واقع براى آنست كه شخص معرض خلاف جانب امر را در پيش ميگيرد در اقرب گويد: حق آنست كه همزه آن براى صيرورت باشد «وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً» كهف: ١٠٠. آنروز جهنّم را بر كفّار بطرز مخصوصى آشكار ميكنيم. «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ» بقرة: ٣١ «وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا» كهف: ٤٨ در حال صف بر پروردگار آشكار ميشوند يا نشانداده ميشوند.
تعريض: ضد تصريح و آن بكنايه سخن گفتن است در مجمع فرموده:
«و هو ان تضمّن الكلام دلالة على ما تريد» «وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ» بقره: ٢٣٥ مراد از آن خواستگارى از زن باشاره است زنيكه در عده وفات است. گوئى با گوشه سخن خواستگارى ميكند.
«سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» حديد: ٢١. «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» آل عمران: ١٣٣ مراد از