قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٩
در نهج البلاغه حكمت ٧٨ فرموده:
«وَ لَمْ يُنْزِلِ الْكِتَابَ لِلْعِبَادِ عَبَثاً».
كتاب را ببندگان بى غرض نازل نفرموده.
از اين كلمه دو دفعه بيشتر در كلام اللّه يافته نيست.
عبادت: تذلّل با تقديس. اطاعت.
در مفردات گويد: عبوديّت اظهار تذلّل و عبادت غايت تذلّل است و از عبوديّت ابلغ ميباشد. در مجمع فرموده: «الْعِبَادَةُ فِي اللُّغَةِ هِي الذِّلَّةُ» و راهى را كه با رفتن هموار شده گويند: «طريقٌ مُعَبَّدٌ» برده را بواسطه ذلّت و انقيادش عبد گويند.
در صحاح گفته: «أَصْلُ الْعُبُودِيَّةِ الخُضُوعُ و الذُّلُّ ... و الْعِبَادَةُ الطّاعةُ» عبارت قاموس چنين است: «الْعُبُودِيَّةُ و الْعُبُودَةُ و الْعِبَادَةُ: الطّاعَةُ» در اقرب الموارد آمده: «الْعِبَادَةُ: الطَّاعةُ و نهاية التّعظيمِ للّه تعالى».
معنى جامع اين كلمه همان تذلّل و اطاعت است مثل «يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ» مريم: ٤٤. پدرم شيطان را اطاعت مكن. «وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ» مائده: ٦٠.
يعنى طغيانگر را اطاعت كرد.
درباره خداوند دو جور عبادت داريم: يكى اطاعت از فرامين او و اينكه در زندگى روز مرّه راجع بحلال و حرام و غيره از دستورات خداوند و دين او پيروى كنيم، اين عبادت بمعنى طاعت و فرمانبرى است، باحتمال قوى آيات: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» فاتحه: ٥. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ» حج: ١١ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ذاريات: ٥٦. «فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» طه: ١٤. شامل اين عبادت هستند.
ديگرى تذلّلى است توأم با تقديس يعنى بنده نهايت خضوع و ذلت را در برابر حق اظهار ميدارد و در عين حال او را از تمام نقائص پاك و بتمام كمالات دارا ميداند در زبان ميگويد:
اللّه اكبر، سبحان اللّه، الحمد للّه، ايّاك نستعين و با بدن ركوع و سجود ميكند.
يعنى معبود من حتى بزرگتر از