قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٩
دارد.
«وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ ...» بقره: ٢٨٢. ممكن است اصل كلمه (لا يضارر) و معلوم باشد يعنى: آنگاه كه معامله كرديد شاهد بگيريد نويسنده سند معامله و شاهد ضرر نرسانند و شاهد در شهادت و نويسنده در نوشتن خيانت نكند. و شايد مجهول باشد يعنى نويسنده و شاهد را ضرر نرسانيد. اجرت نويسنده را بدهيد ... و شاهد را در وقت مشغله احضار نكنيد. ولى وجه اول را بهتر دانستهاند.
«وَ لا تُمْسِكُوهُنَ ضِراراً لِتَعْتَدُوا» بقره: ٢٣١. ضرار مصدر مفاعله بمعنى ضرر زدن است يعنى زنان طلاق داده شده را كه رجوع ميكنيد براى ضرر رساندن و اذيت كردن نگاه نداريد و رجوع نكنيد تا تجاوز كنيد.
«وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ» توبه:
١٠٧. راجع بمسجد ضرار رجوع شود به «مسجد» فصل مسجد ضرار.
ضرّاء: اين كلمه ٩ بار در قرآن مجيد آمده است. در بعضى مقابل با سرّاء بكار رفته مثل «وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً» اعراف: ٩٥. و در بعضى با رحمت و نعمت، نظير «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ ...» فصلت: ٥٠. «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ» هود: ١٠. و در بعضى رديف بأساء آمده نحو «وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ» بقره: ١٧٧.
بأساء، ضرّآء هر دو اسم مؤنثاند و مذّكر ندارند و از فرّاء نقل شده:
جايز است كه بر وزن أبؤس و أضرّ.
جمع بسته شوند.
ضرّآء در هر حال از ضرر است قاموس و اقرب آنرا: زمينگيرى، سختى، نقص اموال و انفس و ضدّ سرّاء گفتهاند. صحاح فقط سختى ميگويد.