قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨١
زارى با زبان و امر ظاهرى است و اگر هر دو بيك معنى باشد منظور آنست كه در گذشته خضوع نكردند و اكنون هم نميكنند.
در الميزان از كافى از حضرت باقر عليه السّلام نقل است كه فرمود
«...
الِاسْتِكَانَةُ هِيَ الْخُضُوعُ. وَ التَّضَرُّعُ رَفْعُ الْيَدَيْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا».
در مجمع از حضرت صادق صلوات اللّه عليه نقل كرده: استكانت در دعاست، تضرع بر داشتن دو دست است در نماز.
«الِاسْتِكَانَةُ فى الدُّعَاءِ وَ التَّضَرُّعُ رَفْعُ الْيَدِ فِي الصَّلَوةِ».
ناگفته نماند مفهوم دو آيه فوق و همچنين آياتى نظير «أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» اعراف: ٩٤. آنست كه گرفتاريهاى بدن و غيره از جانب خدا براى بيدار كردن انسان و اظهار تذلّل بخدا و توبه و انابه است كه انسان بضعف و عصيان خود پى ببرد و متوجه خدا شود بدين طريق گرفتاريها يكنوع رحمتاند ما بعد آيه ٤٣ انعام حاكى است كه اگر شخص از گرفتاريها متنبه نشود درهاى نعمت برويش گشوده شده و غفلتا عذاب او را يافته و از بين مىبرد «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ».
انعام: ٤٤.
در خاتمه ناگفته نماند: ضرع گذشته از مصدر بودن بمعنى پستان حيوانات است مثل ثدى كه پستان زن است طبرسى فرموده: علت اين تسميه آنست كه شير بپستان ميل ميكند.
ايضا ضروع بضم (ض- ر) نزديك شدن است در اقرب آمده: «ضَرَعَ السَّبُعُ مِنَ الشَّيْءِ ضُرُوعاً: دَنَا مِنْهُ» و نيز آمده: «تَضَرَّعَ مِنْهُ» يعنى با ميل باو نزديك شد و چون تذلّل و زارى يكنوع نزديك شدن است لذا معناى اصلى در آن ملحوظ مىباشد.
ضريع: «لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ. لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ» غاشية: ٦ و ٧.
ضريع طعام اهل جهنّم است كه نه