قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٥
گويد: «الْعَزْمُ وَ الْعَزِيمَةُ: عقد القلب على امضاء الامر، يقال عَزَمْتُ الْأَمْرَ وَ عَزَمْتُ عَلَيْهِ و اعْتَزَمْتُ».
«وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» طه: ١١٥.
ظاهرا مراد از عهد نخوردن از شجره منهيه است و عزم بمعنى تصميم و ثبات است يعنى در او بر حفظ عهد تصميم و استقامت نيافتيم.
«طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ» محمد: ٢١. «الْأَمْرُ» فاعل «عَزَمَ» است در اقرب گويد: «عَزَمَ الْأَمْرُ» يعنى روى فلان كار تصميم گرفته شد و آن بمعنى مجهول است و براى مبالغه معلوم خوانده شده مثل «هَلَكَ الرَّجُلُ» كه بصورت معلوم آمده ولى در واقع «أُهْلِكَ» بصيغه مجهول است.
بهر حال جواب «اذا» در آيه محذوف است يعنى: اينها ميگويند ما در طاعتيم و قول راست ميگوئيم و چون كار جنگ حتمى شد نكول ميكنند و اگر با خدا راست گفته بودند بهتر بود. «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» آل عمران: ١٨٦.
كلمه «عَزْمِ الْأُمُورِ» در آيه «وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» لقمان: ١٧. و در آيه «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» شورى:
٤٣. نيز آمده است. ممكن است «ذلِكَ»* در آيه اول و سوم اشاره بصبر و نيز بتقوى و گذشت باشد كه از نتائج صبراند. على هذا در آيه دوم نيز اشاره بصبر است نه باقامه صلوة و امر بمعروف و غيره كه در صدر آيهاند و شايد آن در هر سه آيه اشاره بهمه ما قبل باشد يعنى صبر، غفران، تقوى، نماز و غيره. در اينصورت همه آنها از افراد عزم الاموراند.
عزم در آيات فوق بمعنى معزوم است يعنى صبر از كارهائى است كه بايد بر آن تصميم گرفت و خويشتندار بود.
در كشّاف گفته: «اى ممّا يجب الْعَزْمُ عَلَيْهِ مِنَ الْأُمُور» عبارت مجمع نيز قريب بآن است در المنار آمده: