قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٩
جمله اخير اين حديث در كافى باب المستضعف در حديث ٨ و ٩ نيز نقل شده و در حديث نهم امام عليه السّلام فرمايد:
نه بخدا قسم خدا ابدا با شما چنان نميكند. يعنى با مستضعفان در يك منزل و مقام نخواهيد بود.
٣- در كافى از زراره نقل كرده كه گويد: من و برادرم حمران يا من با بكير وارد محضر امام باقر عليه السّلام شديم. بحضرتش عرض كردم: ما با نخ بنائى اندازه ميگيريم (براى دوست داشتن مردم و برائت از آنها ميزانى داريم) هر كه با ما موافق شد و بولايت عقيده پيدا كرد خواه علوى باشد يا نه دوستش داريم و هر كه مخالف باشد خواه از خاندان شما باشد يا نه از او بيزارى ميجوئيم. فرمود: اى زراره قول خدا از قول تو راستتر است كه فرموده: «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الّذين لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» ...
مقصود امام عليه السّلام آنست كه:
نميتوانيد از هر كه در عقيده شما نباشد بيزارى جوئيد چون شايد آنها مستضعف باشند كه پيش خدا معذوراند. و از حديث دوم معلوم شد كه اينگونه اشخاص در اثر اعمال حسنه و اجتناب از محارم وارد بهشت ميشوند.
٣- صدوق عليه الرحمه در خصال از امام صادق عليه السّلام از پدرش از جدش صلوات اللّه عليهم نقل كرده كه فرمود:
بهشت هشت در دارد، درى كه از آن پيامبران و صدّيقان داخل ميشوند، دريكه از آن شهيدان و صالحان وارد گردند، از پنج در شيعيان و دوستان ما داخل ميشوند ... و دريكه از آن ساير مسلمين از اهل شهادت لا اله الا اللّه داخل ميشوند. بشرط آنكه بقدر ذرّهاى از بغض ما اهل بيت در قلبشان نباشد. اين حديث در تفسير صافى ذيل آيه ٧٣ سوره زمر و در الميزان ج ٥ ص ٦٠ از خصال صدوق منقول است، ما آنرا از خصال ترجمه كرديم.
در كافى ج ٢ ص ٤٠١ باب الضلال حديث اول، مباحثه هاشم صاحب البريد، محمد بن مسلم و ابو الخطاب