قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٨
و قتاده غلام رومى بود از آن بنى الحضرمى كه نامش عايش يا يعيش بود، بقولى دو غلام بودند بنام يسار و خير، بنظر ضحّاك او سلمان فارسى است. در الميزان قول ضحّاك را از در المنثور نقل كرده و فرموده: آن با مكّى بودن آيات ملائم نيست. يعنى سلمان در مدينه خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيده است.
عجم در روايات راجع بايمان عجم و استقبال آنها از اسلام ذكرى بميان آمده بهتر است اشاره شود در تفسير صافى ذيل آيه «وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ...» شعراء: ١٩٨. از امام صادق عليه السّلام نقل شده:
«لَوْ نَزَلَ الْقُرْآنُ عَلَى الْعَجَمِ مَا آمَنَتْ بِهِ الْعَرَبُ وَ لَكِنْ نَزَلَ عَلَى الْعَرَبِ فَآمَنَتْ بِهِ الْعَجَمُ».
آنگاه آمده
«فَهَذِهِ فَضِيلَةُ الْعَجَمِ».
ظاهرا آن تتمه حديث است و ميشود آن از كلام مرحوم فيض باشد ولى از سفينة البحار ماده عجم روشن ميشود كه ذيل روايت است.
در سفينه از مستدرك حاكم از ابن عمر نقل شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده: در خواب گوسفندانى سياه ديدم كه گوسفندان سفيد بسيار ميان آنها وارد شدند. گفتند: آنرا چه تعبير كردهايد؟ فرمود: عجم. آنها در دين و انساب شما شريك ميشوند. گفتند:
عجم يا رسول اللّه؟! فرمود:
«لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ مُتَعَلِّقاً بِالثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنَ الْعَجَمِ».
از اينگونه روايات در كتب اهل سنت نيز آمده از آنجمله در صحيح ترمذى ج ٥ باب فضل العجم نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سوره جمعه را وقت نزول بر اصحاب ميخواند تا رسيد بآيه «وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ» مردى گفت: يا رسول اللّه اينها كيانند كه هنوز بما لاحق نشدهاند؟
حضرت باو جواب نداد راوى گويد: سلمان در ميان ما بود حضرت دست خويش را بر سلمان نهاد و فرمود
«وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ هَؤُلَاءِ».