قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤٥
آخر كار ناقه صالح را كه معجزه آنحضرت و حيوانى مفيد بود بكشتند و گفتند: اگر از پيامبرانى عذابيكه وعده ميدهى بياور. (اعراف: ٧٧) فرمود: سه روز در خانههاى خويش خوش باشيد اين وعده دروغ ندارد (هود: ٦٥) سه روز مهلت ظاهرا براى آن بود كه شايد در عرض آن متنبه شده و بسوى خداى مهربان رو آورند چنانكه از آيه ٤٦ نمل روشن ميشود.
سرانجام صاعقه شديدى بر آنها باريدن گرفت و همه را با آتش و صيحه خود از بين برد (رجوع به ثمد) صالح با پيروان خويش از عذاب نجات يافت (هود: ٦٦) و آنگاه كه بسر اجساد بى جان آمد با كمال تأسف فرمود: اى قوم رسالت خدا را بشما رساندم و شما را نصيحت كردم ليكن ناصحان را دوست نداريد «فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ» اعراف: ٧٩. نام حضرت صالح در قرآن بقرار ذيل است:
اعراف آيات: ٧٣، ٧٥، ٧٧.
هود: ٦١، ٦٢، ٦٦، ٨٩.
شعراء: ١٤٢.
نمل: ٤٥.
ناقه صالح
راجع بناقه صالح انشاء اللّه در «نوق» بتفصيل سخن خواهيم گفت.
صلد: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً» بقره:
٢٦٤. صلد مصدر است بمعنى سختى «صَلَدَ الْأَرْضُ: صَلُبَتْ» و نيز بمعنى سخت و صاف، و زمين يا سنگى كه چيزى نمىروياند. گويند: حجر صلد ارض صلد (اقرب).
در مجمع فرموده: آن بمعنى سنگ صاف و زمينيكه در اثر سختى چيزى نميروياند و بخيل ... است. در نهج- البلاغه حكمت ٣٣٣ در وصف مؤمن فرموده:
«نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ».
در آيه شريفه نروياندن در نظر است يعنى حكايت او حكايت سنگ