قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢
مجيد آمده است. او بمردم مدين مبعوث شده بود «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً» اعراف: ٨٥. پس از تبليغات طاقت فرسا عدهاى بشعيب ايمان آوردند و ديگران او را تكذيب كردند سر انجام او و مؤمنان از عذاب نجات يافته و ديگران بسخط خدا گرفتار گرديدند «وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ» هود:
٩٤. در اين آيه هست كه آنها را صيحه گرفت در سوره عنكبوت هست «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ» (آيه ٣٧) و در جاى ديگر آمده «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ ...» شعراء: ١٨٩. از مجموع اين سه آيه بدست ميايد: ابر عذاب در آسمان ظاهر شده سپس رعد و برقى مهيب بر خاسته بطوريكه از شدّت صداى رعد همه بلرزه افتاده و بيجان شدهاند و شايد صاعقه هم آنها را گرفته است.
شعيب همان است كه دختر خويش را بموسى تزويج كرد چنانكه مشروحا در سوره قصص آمده است. گرچه در آن سوره نام شعيب ذكر نشده ولى مسلّم گرفتهاند كه مراد از «شيخ كبير» شعيب است و موسى از مصر بمدين آمده بود كه فرموده «وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ» قصص: ٢٣. و گفتيم كه آنحضرت باهل مدين مبعوث شده بود.
نام مبارك شعيب در قرآن بدين قرار است:
اعراف: ٨٥، ٨٨، ٩٠، ٩١، ٩٢.
هود: ٨٤، ٨٧، ٩١، ٩٤.
شعراء: ١٧٧.
عنكبوت: ٣٦.
نام اين پيامبر بزرگ در تورات فعلى رعوئيل است كه دختر خويش را بموسى داد (سفر خروج باب دوّم بند ١٨) در روايات اسلامى هست كه شعيب عليه السّلام از شوق خدا آنقدر گريست تا چشمانش نابينا گرديد. شايد مراد آزرده شدن و كم نور شدن چشمانش باشد.
شَعر: (بفتح ش) موى. «وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً