قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤٠
بيابانى (كه آب كم بيند) شاخهاش محكمتر است. «خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ. يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» طارق: ٦ و ٧. صلب بمهرههاى پشت و مجارى نطفه مرد گفته ميشود و علت اين تسميه بقول راغب سخت بودن مهره پشت است همچنين است اصلاب در آيه «وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ» نساء: ٢٣. ولى در «تراب» معنى آيه مشروحا گذشت و احتمال داديم كه مراد از صلب قسمت آخر ستون مهره است و مراد از اصلاب بنظر ما همان است.
صلب: (بفتح اول) دار زدن است براى قتل. «وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ» يوسف: ٤١. «وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ» طه: ٧١.
حتما حتما شما را در تنههاى خرما آويزانتان ميكنم.
صلب و تصليب هر دو متعدىاند و ظاهرا از تفعيل مبالغه مراد است در اقرب تصليب را لازم هم گفته است. «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ...» نساء: ١٥٧. يعنى: عيسى را نكشتند و بردار نكردند و ليكن كار بر آنها مشتبه شد.
آيه در عدم قتل و عدم صلب عيسى با دست يهود صريح است و ابهامى ندارد. موضوع صليب در نصارى و اينكه دار رفتن عيسى عليه السّلام كفّاره گناهان است از بيخ باطل و ساختگى است و انشاء اللّه در «عيسى» بررسى خواهد شد. با صراحت اين آيه و ذيل آن «وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً» باز ملاحظه ميشود كه عدهاى مسلمان قلم بدست گرفته و كتاب مينويسند چون بحالالت حضرت عيسى عليه السّلام رسيدند با كمال بى خبرى ميگويند: عيسى را بصليب كشيدند رجوع كنيد به فرهنگ امير كبير، فرهنگ عميد كلمه عيسى. اين نويسندگان چه قدر از قرآن و مطالب اسلامى بى خبرند؟!!!
صلب در اسلام
دار كردن يكى از مجازات اسلامى است كه در كيفر محارب ذكر شده