قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٤
خدا را ياد آورند و به ثنا گوئى پردازند در اينجا چند حديث از كافى باب شكر نقل ميشود:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: شُكْرُ النِّعَمِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ تَمَامُ الشُّكْرِ قَوْلُ الرَّجُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*.
عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ: مَنْ حَمِدَ اللَّهَ عَلَى النِّعْمَةِ فَقَدْ شَكَرَهُ وَ كَانَ الْحَمْدُ أَفْضَلَ مِنْ تِلْكَ النِّعْمَةِ.
عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ لى مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ كَبُرَتْ، فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَدْ أَدَّى شُكْرَهَا.
شكس: شَكَاسَةً: بد خلقى (مجمع) شكس بفتح اول و كسر دوم: بد خلق تشاكس بمعنى تشاجر و منازعه است در اثر بد خلقى چنانكه راغب گفته «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ ...» زمر: ٢٩. يعنى: خدا مردى را مثل زده كه درباره او شريكان متخاصم وجود دارد. در مجمع متنازعان بد خلق گفته است. اين كلمه در قرآن مجيد فقط يكبار آمده است.
شكّ: گمان. توقف. طبرسى آنرا وقوف ... معنى كرده و فرمايد: مثل آنكه در خانه بودن زيد شك كند نزد او به هيچ يك از بودن و نبودن مزيتى نيست لذا توقف ميكند. راغب گويد:
آن اعتدال و تساوى نقيضين است در نزد انسان.
خلاصه: شك آنست كه شخص به هيچ يك از دو طرف قضيه يقين نكند و ترجيح هم ندهد بلكه بود و نبود در نظر وى مساوى باشد بر خلاف ظنّ كه يكى از دو طرف را ترجيح ميدهد «بَلْ هُمْ فِي شَكٍ يَلْعَبُونَ» دخان: ٩.
«فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ» غافر: ٣٤.
در بعضى از آيات شك با «مريب» توصيف شده است مثل «وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ» هود: ٦٢. در «ريب» از زمخشرى نقل شد كه آن بمعنى قلق و اضطراب است على هذا شك مريب يعنى: شك اضطراب آور.
و احتمال دارد بمعنى تهمت و سوء