قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٥
ظنّ باشد يعنى: شك تهمت آور.
بايد دانست شك نوعى از جهل است و آن از جهل اخص است كه جهل گاهى مطلق عدم علم است اين كلمه پانزده بار در كلام اللّه مجيد آمده است.
شكل: بفتح (ش) مثل. شبيه.
طبرسى فرموده: شَكل بفتح شبيه و بكسر نظير در حسن است. راغب گويد: شكل مشابهت در هيئت و صورت است. ندّ، مشابهت در جنسيّت و شبه مشابهت در كيفيّت است. «هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ. وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْواجٌ» ص: ٥٧- ٥٨. يعنى:
اين آب جوشان و چرك است بچشيد آنرا و براى آنها عذاب ديگرى است مثل آن كه انواعى از عذاباند «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» اسراء: ٨٤.
شاكله را سجيّه و طبيعت گفتهاند.
راغب گويد: اصل مشاكله از شكل بمعنى بستن دابّه است و شكال بكسر شين چيزى است كه اسب را با آن مىبندند. و آنگاه شاكله را عادت و سجيّهايكه شخص را مقيد كرده، گفته است.
در مجمع شاكله را طريق و مذهب گفته و آنگاه آنرا طبيعت و خليقت معنى كرده است.
خلاصه آنكه: هر كس روى عوامل مخصوصى استعدادى و طبيعتى كسب ميكند اعمال و كارهايش مطابق همان طبيعت از وى صادر ميشوند، عوض كردن آن گرچه بسيار مشكل است ولى سلب اختيار نميكند. احتمال قوى آنست كه اين كلمه بمعنى مثل و شبيه است يعنى: عمل آدمى هم شكل طبيعت اوست. قريب باين آيه است آيه «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» روم: ٣٠.
و آيه «ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ» عبس: ٢٠.
بنا بر آنكه مراد از سبيل راه حق و دين فطرى باشد.
شكو: و شكايت و شكوى و شكاة:
اظهار اندوه است چنانكه راغب گفته بعبارت ديگر: توصيف گرفتارى.
«قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى