قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٦
يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» اعراف: ٩٩. نبايد از مكر خدا و قهر خدا ايمن بود و بموجب «إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ» يوسف: ٨٧. نميتوان از رحمت خدا نااميد شد زيرا اين هر دو از گناهان كبيره است، مؤمن معتدل كسى است كه پيوسته بين خوف و رجاء باشد عقيده بشفاعت فقط باعث رجاء است.
ميدانيم كه خداوند غفور و رحيم است ولى هيچگاه نگفتهاند غفور و رحيم بودن خدا موجب تجرّى است خدا فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ» نساء:
٤٨. ابراهيم عليه السّلام بخدا عرض ميكند:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ» ابراهيم: ٤١. حال آنكه دعاى او مقبول درگاه خدا است و براى مؤمنان در روز قيامت مغفرت خواسته، يعقوب عليه السّلام بپسران گناهكارش ميگويد: «قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» يوسف: ٩٨. برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور ميرسد براى خودت و امتت استغفار كن «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» آل عمران: ١٥٩. «وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ» محمد: ١٩.
حاملان عرش و ديگر فرشتگان پيوسته بمؤمنان چنانكه گذشت استغفار ميكنند و «فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا» ميگويند.
آيا اينها غير از شفاعت است؟ آيا اينها موجب تجرّى است.
آيا وجود دكتر و دارو و عمل جرّاحى مشوّق و موجب آنست كه ما عمدا شكم خويش را پاره كنيم و يا پاى خويش را بشكنيم؟ نه بلكه وجود آنها باعث اطمينان خاطر است كه در روز مبادا بدرد ما خواهند خورد.
وانگهى شفاعت موجب آن نيست كه خدا تحت تأثير شفيع قرار گيرد و از قانون كلى خود دست بر دارد بلكه خدا از وضع بندگان خويش و اينكه در چه دنيائى زندگى ميكنند داناست و خودش بشفيع دستور ميدهد كه