قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٨
صَدَّقْتَ الرُّؤْيا» صافات: ١٠٤ و ١٠٥. و ندايش كرديم كه اى ابراهيم آن خواب را تصديق كردى و در خارج بوجود آوردى. از اين معلوم ميشود كه آنحضرت بذبح امر نشده بود و گرنه «قَدْ صَدَّقْتَ» نميامد مگر پس از ذبح فرزندش.
«لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً» احزاب:
٨. ما قبل آيه چنين است «وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً». مراد از اين ميثاق ظاهرا همان است كه در آيه ٨١ آل عمران است.
ميشود گفت غرض از «صِدْقِهِمْ» ميثاق است يعنى: خدا از آنها پيمان گرفت كه يكديگر را تصديق و بهم ديگر يارى كنند تا اين تمهيد آن شود كه از صادقين (پيامبران) درباره آن پيمان راست سؤال كند كه آيا بآن عمل كردند يا نه؟ چنانكه ميشود آنرا از «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ» اعراف: ٦. استفاده كرد.
و در «سئل» گذشت.
[صديقون كدامند؟]
ناگفته نماند صديق در قرآن مجيد در وصف حضرت ابراهيم و يوسف و مريم بكار رفته چنانكه گذشت و در خصوص حضرت ادريس فرموده «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا» مريم: ٥٦. اطلاق آن بحضرت يوسف گرچه از مرد مصرى و رفيق زندانى يوسف است ولى قرآن آنرا بصورت قبول نقل ميكند.
حال كه اين را دانستيم، مقتضاى آيه «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» نساء: ٦٩. آنست كه صديقين غير از پيامبران و گواهان اعمالاند زيرا كه ظاهر عطف افاده تعدد است. پس بايد ديد آنها كداماند در آيه ديگرى ميخوانيم «وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ