قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٥
در «تلى» مشروحا گذشت.
ايضا صف بمعنى باز كردن پرندههاست- بالهاى خود را بطوريكه حركت نكند در اقرب آمده «صَفَ الطائِرُ جناحيه فى السماء: بسطها و لم يحركها» «يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ ...» نور: ٤١. هر آنكه در آسمانها و زميناند و پرندگان بال گشوده خدا را تسبيح ميكنند. «أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ وَ يَقْبِضْنَ» ملك: ١٩. ظاهرا مراد از «صافَّاتٍ وَ يَقْبِضْنَ» بيان پرواز پرندگان است و حقيقت آن گشودن بال و جمع كردن آنست. و بقولى: بعضى از آنها بال گشودهاند و بعضى بال زن بمعنى صفيف و دفيف.
«وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ. وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ» صافات: ١٦٥ و ١٦٦. اين آيه بنا بما قبل آن، قول جنهاست و گفتهاند آن كلام ملائكه است رجوع شود به «تلى» تفسير «فَالتَّالِياتِ ذِكْراً».
«فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَ» حج: ٣٦. نام خدا را در آنحال كه بپا ايستادهاند بر آنها ياد كنيد. صوافّ جمع صافّه است. مراد شتران قربانى است كه ايستاده و بسته شدهاند بقول ابن عباس. در جوامع الجامع فرموده:
در حاليكه ايستاده و دستها و پاهايشان را صف كرده و دستهايشان تا زانو بسته شده است. الميزان از كافى از عبد اللّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام درباره «فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَ» نقل كرده كه فرمودند: آن در موقعى است كه صف كرده شوند از براى نحر دو دستش از پا تا زانو بسته ميشود ...
«وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ. وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ» غاشية: ١٤ و ١٥. يعنى:
كاسههاى نهاده. و پشتىهاى صف كرده (رديف هم).
صفن: «إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِ الصَّافِناتُ الْجِيادُ» ص: ٣١. صافنات جمع صافنه و آن اسبى است كه بر سه پاى ايستاد و گوشه سم چهارم بزمين گذارد. (مجمع) در اقرب الموارد هست «صَفَنَ الفَرَسُ صُفُوناً: قام على ثلث قوائم و طرف حافر الرابعة»