قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٩
نيز «طاعَةٌ»* خبر مبتداى محذوف است.
تطوع از باب تفعل بقول راغب تكلف اطاعت است و در متعارف بمعنى تبرّع و انجام كار غير واجب است طبرسى نيز تبرّع بنافله فرموده است ولى بنظرم تحمّل با رغبت بهتر است. «فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ» بقره: ١٨٤. يعنى هر كه كار خير را برغبت انجام دهد آن بهتر است.
طوّعت در آيه «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ» مائده: ٣٠. از باب تفعيل است. و بمعنى تسهيل و تزيين است يعنى نفسش قتل برادر را باو آسان كرد. از باب «طَاعَ لَهُ الْمَرْتَعُ: اتَّسَعَ».
استطاعت: بمعنى قدرت و طلب طاعت است ولى در قرآن پيوسته بمعنى قدرت آمده و بقول راغب آن از قدرت اخصّ است. گاهى براى ثقيل بودن تاء آنرا حذف ميكنند مثل «فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ» كهف: ٩٧.
ظاهرا اين از طوع بمعنى وسعت و آسانى است كه در بالا نقل شد «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» آل عمران: ٩٧.
«الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ» توبه: ٧٩. آن در اصل متطوعين بمعنى با رغبت دهندگان صدقات است.
طوف: دور زدن. «طَافَ حَوْلَ الشَّيْءِ: دَارَ حَوْلَهُ» چنانكه فرموده «يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ» واقعة:
١٧. يعنى پسران جاويدان بدور آنها گردش ميكنند و در خدمت آنها هستند. تطوف از باب تفعل نيز طواف كردن است «فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما» بقره:
١٥٨. «يَطَّوَّفَ» در اصل يتطوّف و از باب تفعّل است از اين آيه و آيه «يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ» رحمن:
٤٤. بدست ميايد كه رفت و آمد ميان دو شىء را نيز طواف گويند كه سعى بين صفا و مروه دور زدن در اطراف آندو نيست بلكه گردش ميان آنهاست.
طائف: طواف كننده. «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا» اعراف ٢٠١ طائف شيطان