قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩١
ديگران بضم آن خواندهاند و آن در هر دو صورت بمعنى فرتوتى و نهايت پيرى است در صحاح و اقرب آمده:
«عَتَا الشّيخُ عِتِيّاً: كبر و ولّى» طبرسى آنرا خشك شدن وجود در اثر طول زمان فرموده است. غرض زكريّا در اين كلمه آنست كه از پيرى بفرتوتى رسيدهام و پيريم از حدّ تجاوز كرده اميدى بوجود فرزند در من نميرود.
آن در آيه «أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا» مريم: ٦٩. نافرمانى و طغيان است و بقولى: آن جمع عاتى است.
عثر: عثر، عثار و عثور بمعنى لغزش و افتادن است «عَثَرَ الرَّجُلُ عِثَاراً و عُثُوراً، سقط» در اقرب آمده «عَثَرَ الْفَرَسُ عَثْراً ... زلّ و كبا» در مفردات گويد: بطور مجاز در كسيكه بدون خواستن بچيزى مطّلع شود بكار ميرود. «فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما» مائده:
١٠٧. اگر اطلاع حاصل شد كه آندو مستحق گناهاند دو نفر ديگر در جاى آنها ميايستد و در آيه «وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» كهف:
٢١. اهل شهر را باصحاب كهف واقف كرديم. اين كلمه بيشتر از دو مورد در قرآن مجيد نيامده است.
عُثوّ: افساد. همچنين است عثّى و عيث (مجمع) راغب گفته: عيث اكثر در فساد محسوس و عثىّ در فساديكه حكما درك ميشود بكار ميرود بيضاوى نيز چنين گفته است. «وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» بقره: ٦٠. اين كلام پنج بار در قرآن با همين لفظ آمده است. المنار آنرا نشر فساد گفته و گويد: آن از مطلع افساد اخصّ است. در مجمع آنرا «و لا تسعوا فى الارض فسادا» معنى كرده و فرموده:
هر چند عثىّ جز فساد نيست ولى علت اين تركيب آن است كه ميشود فعل ظاهرش فساد و باطنش منفعت باشد، لذا روشن كرده كه فعل آنها ظاهرا و باطنا فساد است.
بيضاوى در علّت تقييد «لا تَعْثَوْا» با «مُفْسِدِينَ» گويد: عثىّ گرچه اغلب در فساد بكار ميرود ولى گاهى در