قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٧
سقفدار از قبيل خانهها و داربستها و غيره باشد يعنى آنچه فرعون و قومش ميساختند و آنچه از قصور و داربست ها بالا مىبردند، از بين برديم و تباه كرديم.
«وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ» نحل: ٦٨. احتمال دارد مراد از «مِمَّا يَعْرِشُونَ» كندوها باشد كه بدست بشر ساخته ميشود.
«وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ» انعام:
١٤١. معروشات باغاتى است كه درختان آن بداربست زده شده يعنى خدا آنست كه باغات بداربست زده و غير آنها را بوجود آورده.
«أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها» بقره: ٢٥٩.
«فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها» كهف: ٤٢.
مراد از عروشها ظاهرا سقفهاست گوئى اول سقفها و داربستها افتاده بعد ديوارها و تاكها روى آنها افتاده بود يعنى خانهها بر سقفها و تاكها بر داربستها افتاده بود رجوع شود به «خوى».
[عرش خدا]
با استفاده از قرآن مجيد و روايات اهل بيت عليهم السلام ميتوان گفت:
عرش موجود خارجى است و از عالم غيب است و مركز دستورات عالم است و رشته تدبير امور جهان بآن منتهى ميشود. و استيلاء بر آن علم بتفصيل جزئيات امور جهان و تدبير كليّه جهان هستى است. اينك در اثبات اين مدّعى ميگوئيم:
١- «وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ...» زمر: ٧٥ اين آيه روشن ميكند كه عرش شىء محدودى است، اطراف و جوانب دارد، و ملائكه تسبيح كنان در اطراف آن هستند. نميشود گفت:
عرش تمام جهان هستى است زيرا كه ملائكه جزء جهان هستىاند و در حول عرش بودنشان درست نميشود. از طرف ديگر آيه راجع بقيامت و خاتمه