قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٧
است. راغب گفته: «الْعَرَاءُ: مكان لَا سُتْرَةَ بِهِ» در مجمع فرموده: عراء فضائى است كه درخت و غيره آنرا نپوشانده و بقولى آن زمين خالى است شاعر گويد:
وَ رَفَعْتُ رَجُلًا لَا أَخَافُ عِثَارَهَا
وَ نَبَذْتُ بِالْبَلَدِ الْعَرَاءِ ثِيَابِي
اين كلمه در قرآن مجيد دو بار آمده و هر دو درباره افتادن حضرت يونس از شكم ماهى بمكان خالى است «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ» صافات:
١٤٥. «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ» قلم: ٤٩.
عزب: عزوب بمعنى غائب شدن، مخفى شدن، دور شدن است. در صحاح گفته: «عَزَبَ عَنِّي فُلَانٌ: بَعُدَ وَ غَابَ» در اقرب الموارد گفته: «عَزَبَ عَنْهُ عُزُوباً:
بعد و غاب و خفي» «وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ» يونس: ٦١. «لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ» سباء: ٣. يعنى از علم و قدرت خدا چيزى دور و غائب نميشود و لو هموزن ذرّه باشد. مثل: «إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ» آل عمران: ٥.
در نهج البلاغه خطبه ١٣٦ فرموده:
«حَتَّى تَؤُوبَ إِلَى الْعَرَبِ عَوَازِبُ أَحْلَامِهَا».
تا بعرب غائبات عقول آنها باز گردد و در نامه ٤٥ خطاب بدنيا ميگويد:
«اعْزُبِي عَنِّي».
از من دور شو اين كلمه فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است.
عَزْر: (بر وزن فلس) يارى. همچنين است تعزير. در اقرب الموارد آمده:
«عَزَّرَ فُلَاناً: أَعَانَهُ- عَزَّرَ زيدا: اعانه و قوّاه و نصره بلسانه و سيفه».
«لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ» فتح: ٩. تا بخدا و رسولش ايمان بياوريد و رسولش را يارى كنيد.
راغب گويد: تعزير نصرت توأم با تعظيم است. و تعزير (تنبيه مجرم) را از آن تعزير گويند كه آن تأديب است و تأديب يارى كردن بر مجرم است.
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٤ ؛ ص٣٣٧
در صحاح و قاموس نيز تعظيم و توقير را از جمله معانى آن شمرده