قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٠
يا باعتبار. جثّه باشد يا قدر و مرتبه.
صغير: كوچك. صغار: بفتح (ص) ذلت و خوارى. صاغر: بقول راغب كسى است كه به پستى راضى است.
طبرسى، ذليل معنى كرده است.
«وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ» بقره: ٢٨٢. «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً» اسراء: ٢٤.
«سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِيدٌ» انعام: ١٢٤.
صغار در آيه بمعنى ذلت و هوان است.
«حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ» توبه: ٢٩. صاغر در آيه ظاهرا بمعنى خضوع و طاعت است كه يكنوع خوارى است چنانكه شيخ طوسى فرمودهاند يعنى: تا جزيه را با دست بدهند در حاليكه بحكومت اسلام خاضع و مطيعاند راجع بجزيه و معنى صاغِرُونَ در كتاب سيرى در اسلام فصل «اهل كتاب» مفصلا بحث كردهام. معنى صاغر بعيد است در آيه، آن باشد كه بعضى از فقهاء در بحث جزيه فرمودهاند. بنظر ميايد كه مراد از صاغِرُونَ ساير شرايط ذمّه باشد چون خضوع بحكومت اسلامى همان تسليم شدن بشرائط ذمّه است.
در جريان حضرت سليمان آمده «وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ» نمل: ٣٧. ذليل بودن بواسطه رفتن عزّت و حكومت و استقلال و صاغر بودن در اثر اسارت و گرفتارى است (جوامع الجامع).
در صاغر و صغار معناى اوّل ملحوظ و در نظر است كه صاغر در اثر صغر قدر و منزلت ذليل شده و صغار در نتيجه از بين رفتن و صغير شدن حيثيّت و مقام شخص است.
صغو: ميل. «صَغَتِ النُّجُومُ وَ الشَّمْسُ صَغْواً: مَالَتْ لِلْغُرُوبِ» نجوم و آفتاب ميل بغروب كردند اصغاء بمعنى استماع در حقيقت ميل كردن گوش است بطرف سخن. در نهج-