قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٧
راغب گفته: معرفت و عرفان درك و شناختن شىء است با تفكّر و تدبر در اثر آن و آن از علم اخص است ...
گويند «فلان يعرف اللّه» نگويند «يعلم اللّه» ... كه معرفت بشر بخدا با تفكّر در آثار اوست نه با ادراك ذاتش و گويند: «اللّه يعلم كذا» نگويند:
«يعرف كذا» زيرا كه معرفت از علم قاصر است و در حاصل از تفكّر استعمال ميشود.
خلاصه آنكه: عرفان نسبت بعلم شناخت ناقصى است و آن از تفكّر در آثار شىء ناشى ميشود.
عُرْف: (بر وزن قفل) بچند معنى آمده از جمله بمعنى معروف و شناخته شده مثل: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ» اعراف: ١٩٩ عفو را عادت كن و امر بمعروف كن و از جاهلان اعراض نما (رجوع شود بمعروف).
ايضا بمعنى موهاى گردن اسب است (يال) و پى در پى بودن را بآن تشبيه ميكنند و گويند: «جاءوا كعرف الفرس» «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً» مرسلات: ١. قسم بفرستادههاى پى در پى رجوع شود به «رسل».
معروف: شناخته شده و آن مقابل منكر است و از آن كار نيك مطابق فطرت قصد ميشود. الميزان ذيل آيه «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَ بِالْمَعْرُوفِ» بقره: ٢٢٧ گفته: معروف آنست كه مردم با ذوق مكتسب از حيات اجتماعى متداول آنرا ميدانند ...
معروف در شريعت اسلام آنست كه مردم آنرا بفطرت سليم ميدانند (نقل بمعنى) راغب گويد: معروف هر فعلى است كه خوبى آن بوسيله عقل يا شرع شناخته شود.
در آيات «فَأَمْسِكُوهُنَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَ بِمَعْرُوفٍ» بقره: ٢٣١.
«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً» بقرة ٢٦٣ و غيره مراد كارى و عملى و قولى است كه مطابق عقل و فطرت سيلم بوده باشد در اينصورت مطلق معروف مورد تصديق