قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٦
«وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ» قمر: ٥١. مراد از اشياع امثال و موافقان است يعنى: امثال شما را كه انكار پيامبران ميكردند هلاك كرديم آيا پند گيرندهاى هست؟! ايضا «وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ ...» سباء:
٥٤.
در امثال نيز نوعى تبعيت هست و معناى گذشته منظور ميباشد. از اين دو آيه روشن ميشود هر كه با ديگرى در كارش موافقت كند شيعه اوست خواه مقدّم باشد يا موخر چنانكه در اين دو آيه شيعهها مقدماند. «وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ. إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» صافات: ٨٣ و ٨٤.
ضمير شِيعَتِهِ راجع است بنوح عليه السّلام در آيات قبل. يعنى از جمله پيروان نوح در دعوت بتوحيد ابراهيم است.
در الميزان فرموده: بقولى ضمير راجع بمحمد صلّى اللّه عليه و آله است ولى از لفظ آيه دليلى بر آن نيست.
نگارنده گويد: در برهان چند روايت نقل كرده كه ضمير «شِيعَتِهِ» راجع بعلى عليه السّلام است يعنى ابراهيم عليه السّلام از شيعه آنحضرت است. ولى از لفظ دليلى باين مطلب نيست. و الحمد للّه ٧ رجب ١٣٩٢ مطابق ٢٦/ ٥/ ١٣٥١