قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨
خوردن آن نهى شدند. درباره آن اختلاف است: سنبل، تاك، درخت انجير، درخت كافور گفتهاند در تورات درخت معرفت است ولى اين افسانه است خدا از علم و معرفت نهى نميكند حال آنكه فرموده وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها.
قرآن مجيد روشن نميكند كه آن چه درختى بود ولى تأثير آنرا نقل ميكند: و آن جمله «فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ» است كه در صورت خوردن بزحمت ميافتادند چنانكه خود گفتند رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا اعراف: ٢٣. و نيز آيه فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما اعراف: ٢٢. روشن ميكند كه در اثر خوردن از آن وضعشان تغيير كرد و عورتين آنها بر خودشان آشكار گرديد. البته در اثر ريختن لباسهايشان چنانكه فرموده يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما اعراف ٢٦.
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ اسراء: ٦٠. در «رأى» مفصلا گفته شد كه مراد از شجره ملعونه بنى اميه است.
شحّ: بخل. حرص. (قاموس- اقرب) جوهرى و راغب و طبرسى ذيل آيه ١٩ احزاب آنرا بخل توأم با حرص گفتهاند ولى ذيل آيه ١٢٨ نساء حرص مفرط.
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً نساء: ١٢٨.
صدر آيه درباره مصالحه زن و مرد است كه زن براى استمالت مرد از بعضى حق خود ميگذرد يعنى: سازش بهتر است و نفوس ببخل آماده شدهاند (بخل در نهاد نفس آدمى است) و هر كس در گذشتن از حق خود بخيل است ولى با اين حال سازش بهتر است.
وَ مَنْ يُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ حشر: ٩- تغابن ١٦. هر كه از بخل نفس خود باز داشته شود (محفوظ ماند) آنهااند رستگاران.
شحيح: بخيل و حريص جمع آن