قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٢
مشقت است ولى هر مشقت شقاوت نيست. پس مشقت از شقاوت اعم است.
شقاء: در قاموس و اقرب بمعنى سختى و عسرت نيز آمده است. على هذا بهتر است «تشقى» در هر دو آيه بمعنى مشقت باشد يعنى: ما قرآن را بتو نازل نكردهايم تا در تبليغ مردم بزحمت افتى يا خودت را بزحمت افكنى آن فقط باهل خشيت ياد آورى است- شيطان شما را از بهشت خارج نكند بزحمت ميافتى.
شكر: ثنا گوئى در مقابل نعمت.
در مجمع فرموده: شكر اعتراف بنعمت است توأم با نوعى تعظيم.
رمّانى گفته: شكر اظهار نعمت است.
راغب گويد: شكر ياد آوردى نعمت و اظهار آنست ... ضد آن كفر بمعنى نسيان و پوشاندن نعمت است ... شكر بر سه نوع است: شكر قلب و آن ياد آورى نعمت است. شكر زبان و آن ثنا گوئى در مقابل نعمت است.
شكر ساير جوارح و آن مكافات نعمت بقدر قدرت است.
بقيه مطلب در «حمد» گذشت.
شكر فقط در مقابل نعمت و بذل است.
چنانكه فرموده «شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ» نحل: ١٢١. «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ» ابراهيم: ٣٧.
«وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ» نحل: ١١٤. شكور:
صيغه مبالغه است و آن وصف خدا و بنده هر دو آمده است مثل «إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ» فاطر: ٣٤. «وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ» تغابن: ١٧. «لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» ابراهيم: ٥. در وصف حضرت نوح آمده «إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً» اسراء: ٣.
شكور بضم (ش) مصدر است بمعنى شكر «لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» انسان: ٩.
[در اينجا لازم است بچند مطلب اشاره شود]:
١- شكر خدا ياد آورى نعمتهاى او و ثنا گوئى در مقابل آنهاست چنانكه فرموده «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ» نحل: