قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٢
٣٨. آيه دوم راجع بمشفوع لهم است يعنى شفاعت پيش خدا فايدهاى نميدهد مگر براى كسيكه خدا اجازه داده در حق او شفاعت شود مثل آيه «وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى ...» انبياء:
٢٨. يعنى ملائكه شفاعت نميكنند مگر بآنكه خدا از او راضى است.
ولى آيه سوم بهر دو متحمل است فاعل «يَمْلِكُونَ» راجع است به مجرمين در آيه قبل يعنى گناهكاران مالك شفاعت نميشوند و يكى بر ديگرى حق شفاعت ندارند ولى آنكه نزد خدا عهدى دارد مالك شفاعت ميشود ممكن است مراد مشفوع لهم باشند كه آنها شفاعت شافعان را مالك ميشوند.
گفتهاند مراد از عهد ايمان بخدا و تصديق به نبوت است. و غير اين نيز گفتهاند.
و شايد مقصود شافعان باشند يعنى آنكه پيش خدا عهدى دارد او مالك شفاعت است و ميتواند شفاعت كند.
اين احتمال قويتر است بقرينه آيه «وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» زخرف: ٨٦. يعنى آنانكه اين مردم غير از خدا ميخوانند و آنها را شفيع و واسطه ميدانند مالك شفاعت نيستند و نميتوانند شفاعت بكنند مگر آنانى مالك شفاعتند كه دانسته و از روى علم بحق شهادت بدهند. اين آيه راجع به شافعان است و ظاهرا مراد از «عهد» در آيه فوق همان «شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» است.
بهر حال هر سه آيه مورد ذكر با آياتيكه در تفسير آنها آورديم همه دلالت بر وجود شفاعت دارند البته با اذن خدا.
شافعان قيامت
شافعان قيامت آنانند كه در دنيا واسطه فيض و هدايتاند. اين قاعده از قرآن با كمك روايات به بهترين وجهى استفاده ميشود. توضيح اينكه:
بتصريح قرآن از جمله شفعاء روز قيامت ملائكهاند چنانكه در آيه ٢٨ انبياء و ٢٦ نجم گذشت. ملائكه در دنيا واسطه فيض و هدايتاند و حتى