قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٧
ادا كرده است طالبان تحقيق بآنجا رجوع كنند.
آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شعر گفته است؟
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه گويا در جنگ حنين فرموده:
أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ
أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ
در جواب اينكه اين نقل با «وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ ...» چگونه ميسازد در مجمع فرموده: گروهى گفتهاند آن شعر نيست گروهى ديگر گويند اين شعر اتفاقى بوده و آنحضرت قصد شعر گفتن نداشته است. در الميزان فرموده: اين بيت از آنحضرت منقول است و درباره آن زياد بحث كردهاند ولى طرح روايت آسانتر است از آنكه بگوئيم شعر است يا شعر از روى قصد نيست.
شِعْرى: (بكسر شين) «وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُ الشِّعْرى» نجم: ٤٩. شعراى يمانى ستاره درخشندهايست واقع در صورت فلكى كلب اكبر كه درخشندهترين ستارگان ثوابت است، نوعا در ماههاى تابستان در جنوب ديده ميشود.
دانشمندان نجوم گويند: فاصله اين ستاره از زمين پانصد هزار برابر فاصله خورشيد با زمين است و تشعشع آن چهل برابر خورشيد. حجم آن باندازه زمين، وزن آن باندازه خورشيد، فشردگى ذرات آن پانصد هزار بار از چگالى آب زيادتر است، اگر در فاصله خورشيد بود. زمين و اهل آنرا مىسوزانيد.
در مجمع هست قوم خزاعه ستاره شعرى را مىپرستيدند لذاست كه قرآن فرموده: خدا پروردگار شعرى است يعنى خدا را پرستش كنيد نه شعرى را.
ناگفته نماند شعرى نام دو ستاره است: شعراى يمانى، شعراى شامى ولى ظاهرا مراد اولى است كه آن از دومى درخشندهتر است و بدان علت براى نادانان معبود واقع گرديده بود.
شعل: «قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً» مريم: ٤.
شعل افروخته شدن آتش و شعيله فتيله