قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦
و پيروان آنها را كوبيده ولى در آيه اخير شاعران مؤمن را از اين گروه استثناء كرده و در نتيجه شعر آنها و خودشان ممدوحاند.
در الميزان از درّ المنثور نقل شده:
ابو سعيد گويد: روزى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ميرفتيم بر شاعرى گذشتيم كه شعر ميگفت حضرت فرمود:
«لَأَنْ يَمْتَلِئَ جَوْفُ أَحَدِكُمْ قَيْحاً خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَمْتَلِئَ شِعْراً».
بعد گويد: اين روايت از طريق شيعه از امام صادق عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است.
ناگفته نماند در قرآن بشعر جاهليت و شعر غير مسؤل حمله شده، شعريكه در خدمت هوسهاى شخصى است و بخاطر شعر سروده ميشود و قابل پياده شدن در عمل نيست، مثل تابلوهاى خيالى كه نفعى بحال جامعه ندارند و فقط اشخاص ميليونر آنها را بقيمت گزاف ميخرند، آرى اينگونه اشعار غير مسؤل و مضرّ و محصول خيالبافى مورد حمله قرآن است و قرآن نسل آنها را قطع كرد ولى بعدها خلفا آنرا زنده كردند و بشاعران مطرب كيسههاى زر دادند.
و گرنه شعر مفيد و مبيّن حقيقت مورد نظر قرآن و اولياء دين است چنانكه از استثناء در آيه اخير روشن گرديد.
اصولا سخنيكه از روى وهم و خيال باشد خواه بصورت نظم باشد يا نثر در اسلام مذموم است ولى بيان حقائق در هر قالب كه باشد ممدوح و مورد نظر است.
در مجمع از كعب بن مالك نقل شده كه گفت يا رسول اللّه درباره شعر چه ميفرمائيد؟ فرمود: مؤمن با شمشير و زبان خويش جهاد ميكند بخدائيكه جانم در دست اوست گويا (با شعر گفتن) آنها را تير باران ميكنيد. و آنحضرت بحسّان بن ثابت فرمود:
آنها را هجو كن روح القدس با تو است.
نگارنده گويد: علامه امينى در جلد دوم الغدير ص ١ تا ٢٤ در خصوص شعر ممدوح و شعراء حق مطلب را