قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥
كسى جز خدا در كار خلقت و تدبير آن استقلالى ندارد چنانكه مفصلا در «شرك» و كلمه «اللّه» گذشت. قرآن در مقام ذمّ و ردّ چنين افكار باطل فرموده «وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ» انعام:
١٠٠. ايضا فرموده «وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ» صافات: ١٥٨.
آنچه بشيطان و اعوان او داده شده از حول و قوه الهى است و آنها مطلقا استقلالى ندارند گرچه در علت تفويض قدرت وسوسه بآنها سخن بسيار است.
حدود تسلّط شيطان و شياطين فقط وسوسه قلبى و بهتر نماياندن بديها و بالعكس است و جز اين تسلّطى ندارند و در قرآن مجيد هر چه در كار آنها گفته شده برگشت همه بر اين اصل است.
چنانكه شيطان خود در روز قيامت بمردم خواهد گفت «ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي ...» ابراهيم: ٢٢. يعنى من بر شما تسلّطى نداشتم جز آنكه شما را خواندم و از من قبول كرديد. چنانكه در «سلطان» تحت عنوان تسلّط شيطان مفصلا گذشت.
و آيات «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ ...» اعراف: ٢٠. «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً» نساء: ١٢٠.
«وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ» انفال:
٤٨. «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ ...» بقره:
٢٦٨. و آيات ديگر همه راجع باين مطلباند. و اين قدرت از جانب خدا اعطا شده ولى چند آيه هست كه بايد بررسى شوند.
اول آيه «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ» بقره: ٢٧٥. در «خبط» مفصلا در اين باره صحبت شد رجوع شود و گفته شد كه المنار شيطان را در آيه ميكرب دانسته و بعقيده الميزان: اشعار آيه بدخالت جنّ در بعضى از ديوانگان قطعى است.