قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤
او را ملك گفته است و آن چنين است
«كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً».
در مجمع ذيل آيه فوق فرموده: شيخ طوسى ملك بودن او را اختيار فرموده و آن در ظاهر تفاسير ما از امام صادق عليه السّلام نقل شده. و آن از ابن عباس و ابن مسعود و قتاده منقول است (تمام شد).
بنظر نگارنده چنانكه در «بلس» گذشت جنّ و ملائكه از يك حقيقتاند و اختلاف صنفى و وصفى دارند به «ابليس» رجوع شود در اينصورت اطلاق جنّ و ملك هر دو باو صادق است اين مطلب را المنار نيز گفته و قول راغب در ذيل نقل خواهد شد.
اگر گوئى: درباره ملائكه هست «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ. لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ» انبياء: ٢٦ و ٢٧.
پس چطور شيطان نافرمانى كرد؟
گوئيم: اين سخن در «ملك» بررسى خواهد شد و اشكالى ندارد كه صنف جنّ از ملائكه اهل گناه باشند. چنانكه در سوره جنّ هست. راغب در مفردات گويد: جنّ بدو وجه گفته ميشود يكى روحانيّين كه از ديده پنهاناند در اين صورت ملائكه و شياطين داخل در جنّاند هر ملك جنّ است ولى هر جنّ ملك نيست (محل حاجت تمام شد).
ولى اگر ملك و جنّ از يك حقيقت نباشند ناچار بايد گفت: او از جنّ بود نه از ملائك زيرا آيه فوق الذكر در جنّ بودن او صريح و غير قابل تأويل است.
حدود تسلط شيطان
در كيش ثنويت ايران قديم اهريمن خالق مطلق بديها و شرور و آفات و موجودات زيان آور از قبيل مار، عقرب و غيره است، ممكن است بعضى خيال كنند: شيطان در قرآن و اسلام مرادف اهريمن در عقيده ايران باستان است. ولى اين اشتباه محض است. شيطان و جنّ نقشى در كار خلقت ندارند.
خالق تمام اشياء خداوند است و